311- خاب از کت وکولم می ریزه. رفتم با استاده حرف زدم بالخره و چن تا موضوع پیشناهادی برای پایان نامه و سمینار گرفتم. استاد راهنما رو هم خودش پیشناهاد داد یکی از اساتید یه دانشگاه دیگه. بعد که اومدم خونه جفت عمه ها از تهران تشریف آوردن.انقدری که ما تو این خونه معذبیم اینا نیستن. مخلص کلام دوسشون ندارم. [ آیکون حالت تهوع ]