می دونی؟ من اصلن آدمِ پانتومیم نیستم. "رفیقِ بی کَلَک، مادر" با اجرای من -تو تصورِ خودم- یه چیزی در اومد تو مایه های " بیا بریم کنارِ آسیاب بادی باهم بیسکوییت مادر بخوریم". خندم گرفت.